السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

625

تفسير الميزان ( فارسي )

مخصوصى از انسانها كرده ، همانطور كه گاو نميتواند روزى غير گاو شود ) اين نوع انسان هم نميتواند نوع ديگرى شود ، چون تصور و گفتگوى ما از چنين نفسى بعد از آن است كه نخست به اختيار خود گناهانى مرتكب شد و سپس بدنبال آن گناهان احوالى پى در پى در نفس او پديد آمد ، و بدنبالش استعداد شديدى در ذات نفس پيدا شد . و همين شدت يافتن استعداد نفس ، علتى است كه در تمامى حوادث باعث مىشود صورتى متناسب با سنخه آن استعداد در نفس پديد بياورد . در نتيجه همانطور كه بعد از انسان شدن نان و گوشت و ميوه و عناصر و مواد ديگرى كه انسان مركب از آن است ، ديگر صحيح نيست بپرسيم چرا اين مركب شعور پيدا كرده و چرا فكر دارد و چرا و چرا و صدها چراى ديگر ، براى اينكه پاسخ به همه اين سؤالات يك كلمه است ، و آن اين است كه چون انسان شده ، همچنين در مورد بحث ما ، صحيح نيست بپرسيم چرا شقاوت دست از يقه او بر نميدارد و دائما آثار شقاوت از آن سر مىزند ؟ كه يكى از آن آثار ، عذاب جاودانه است ، چون جواب همه اينها اين است كه چون او بدست خود و به اختيار خود ، خود را شقى ساخت ، يعنى انسانى خاص كرد كه شقاوت ، لازمه وجود او است ، اين بود جواب اجمالى از همه سؤالهاى بالا . و اما جواب از يك يك آنها ، اما از سؤال اول مىگوييم : رحمت در خداى تعالى به معناى رحمت در ما انسانها نيست ، زيرا رحمت در ما ( بخاطر داشتن اعضايى چون قلب و اعصاب و هر عضو ديگرى كه در حال رحمت عكس العمل نشان ميدهد ) ، به معناى رقت قلب و اشفاق و تاثر باطنى است و معلوم است كه اين حالات درونى ماده ميخواهد ، يعنى حالات يك موجود مادى است ، و خداى تعالى منزه از ماده است . بلكه به معناى عطيه و افاضه است ، افاضه آنچه كه مناسب با استعداد تام مخلوق است ، مخلوقى كه بخاطر بدست آوردن استعداد تام ، قابليت و ظرفيت افاضه خدا را يافته ، آرى مستعد وقتى استعدادش به حد كمال و تمام رسيد ، دوستدار آن چيزى مىشود كه استعداد دريافت آن را پيدا كرده و آن را با زبان استعداد طلب مىكند و خداوند هم آنچه را مىطلبد و درخواست مىكند به او افاضه مىفرمايد . از سوى ديگر اين را ميدانيم كه رحمت خدا دو نوع است رحمت عام كه عبارت است از همين افاضه چيزى كه موجود ، استعداد آن را يافته و مشتاقش شده و در صراط وجود و تكوينش بدان محتاج گشته و دوم رحمت خاصه ، كه عبارتست از افاضه و اعطاء خصوص آن چيزهايى كه موجود در صراط هدايتش بسوى توحيد و سعادت قرب بدان محتاج است ، و نيز افاضه و اعطاء